تبليغاتX
کاریکلماتور
کاریکلماتور یعنی کاریکاتوری که با کلمات به ثبت می رسد.
* کراک  ، هر گوش شنوایی را کر می کند.

* معتاد حرفه ای ، در برابر ساده ترین وسوسه ها ناشی است.

* خری که از کرگی دم نداشته باشد ، باربر قاچاقچی ها خواهد شد.

* معتاد کارکشته ، ستاره ی بختش را ذغال زیر موادش می کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1390ساعت 14:16  توسط فاطمه شتابی وش  | 

به زندگی لبخند می زنم تا شک نکند چیزی از درسهایش نفهمیده ام.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 1:38  توسط فاطمه شتابی وش  | 

  • چشمان تو یعنی ، نقطه ... سر خط.
  • در تاریکخانه ی چشمانت، برق نگاهت نگاتیو دلم را سوزاند.
  • بادکنک یک سوزن به خودش زد ولی فرصت نکرد جوالدوز به دیگران بزند.
  • آنقدراز کلاغ می ترسید که یک مزرعه مترسک کاشت.
  • زبان سرخش یک سین از سفره هفت سین کم کرد.
  • به حال ستاره هایی اشک می ریزم که برای درخشیدن ، حاضر به همبستری با سیاهی اند.
  • فوتبالیست کارکشته پس از بازنشستگی مزرعه گل تاسیس می کند.
  • فوتبالیست کارکشته توپ را در ۱۲ قدم کاشت ، تا گل برداشت کند.
  • زمین چمن زیر پای ۲۴ بازیکنی سبز شد که منتظر رسیدن به گل هستند.

پ ن :این ها را در دفترچه ی دستنوشته هایم که در کتابخانه ام در خانه ی پدری جا خوش کرده بودند پیدا کردم. شاید سال ۸۴ یا اوایل ۸۵ نوشته باشمشان. اینها جزو اولین کارهایم هستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 2:52  توسط فاطمه شتابی وش  | 

  • خاطراتم بین ورق های آلبوم زندانی اند.
  • آدم های منضبط آلبومشان فقط عکس های 3*4 پرسنلی دارد.
  • عاشق پیرمردی هستم که هیچ آلبوم عکسی نداشته باشد.
  • پیرمرد تنها با عکس های آلبومش قرار ملاقات گذاشت.
  • زمین شناس ها با بیل ،آلبوم زمین را ورق می زنند.
  • باستان شناس ها با کلنگ ،آلبوم تاریخ را ورق می زنند.
  • بیچاره فرزندم که به دنبال عکس خودش در آلبوم عروسی ام می گردد.
+ نوشته شده در  شنبه بیستم فروردین 1390ساعت 3:16  توسط فاطمه شتابی وش  | 

  • کسی که حق دیگران را بخورد با هیچ رژیمی لاغر نمی شود .
  • بازی دزد و پلیس قدیمی شده ، حالا نوبت بازی دزد و دزدتر است .
  •  مدیران نالایق ، هنگام تعدیل نیرو ، کارمند لایق را اخراج می کنند .
  • تعدیل نیرو ، بهانه ایست برای اخراج مدیران آینده.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت 21:48  توسط فاطمه شتابی وش  | 

  • سطل زباله حرف های زشت را در خود می ریزد.
  • در آشغالدانی تاریخ به دنبال خواسته های مردم می گردم.
  • به دنبال خود گمشده اش ، عمری آشغالگردی میکرد.
  • تورم اقتصادی ، آشغالگردها را هم دچار فقر کرد.
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 2:37  توسط فاطمه شتابی وش  | 

  • تصمیم گرفت رژیم بگیرد، رژیم او را گرفت.
  • به باشگاه ورزِش می رفت تا ماساژور ورزَش بدهد.
  • بیچاره ابری که ناخواسته بارور شود.
  • دلم به حال کسی می سوزد که آدرس کوچه ی کودکانه هایش را فراموش کرده باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 1:8  توسط فاطمه شتابی وش  | 

حاضرم قیم باران هایی شوم که ابرشان ناخواسته بارور شده.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 16:55  توسط فاطمه شتابی وش  | 

  • قطار عاشق از خطوط موازی ریل خارج شد.
  • قطار عاشق در انتهای  جبر خطوط موازی ریل مرگ را در آغوش کشید.
  • قطار پیر عصا زنان از ریل خارج خارج میشود.
  • قطار تازه به دوران رسیده احترام واگن های قدیمی را نگه نمی دارد.

پ ن : این روزها نه به خاطر طرح زوج و فرد٬ بلکه به دلیل طرح همیشگی "زوج به اضافه ی فرد" دچار کمبود ترافیک شدم ... حتی به اندازه ی یک کاریکلماتور در هفته ... اووووووووووه

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 16:6  توسط فاطمه شتابی وش  | 

 

اسباب بازی های کودکان مدرن شدند ولی دنیای خیال کودکان پوسید !!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 2:7  توسط فاطمه شتابی وش  |