من از این گو*ه خوری ها نمی کنم ، چون رژیم دارم.
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 21:52  توسط فاطمه شتابی وش
|
انتهای جاده ی زندگی خانه ایست که مرگش نامند.
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 21:50  توسط فاطمه شتابی وش
|
گاو ، جویده ترین کلمات را بر زبان می آورد : ما !
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 12:1  توسط فاطمه شتابی وش
|
ببخشید که خودم را با تو اشتباه گرفتم ...
+
نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 12:34  توسط فاطمه شتابی وش
|
گاهی آنقدر در دسترس هستم ، که باید از من دور شد.
+
نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 18:33  توسط فاطمه شتابی وش
|
عرب جاهل، دختران را می کاشت تا درختشان سبز شود.
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 20:1  توسط فاطمه شتابی وش
|
وقتی از غم منفجر می شوم، باترکشهایش نزدیکانم را زخمی می کنم.
+
نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 23:49  توسط فاطمه شتابی وش
|
عشق یعنی ، وقتی از خواب بیدار می شوی، موهای روی بالشتت فقط موهای خودت نباشد.
+
نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 20:8  توسط فاطمه شتابی وش
|
عمر زنان زیاد است ، زیرا عمر مردها کوتاه است.
+
نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 22:28  توسط فاطمه شتابی وش
|
بیچاره کسی که برای گریه کردن، سرش را روی شانه ی تخم مرغ می گذارد.
پ ن: ایده برگرفته شده از نام کتاب آثار منتخب جشنواره شعر پست مدرن.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 3:28  توسط فاطمه شتابی وش
|